|
شنبه 11 مرداد 1387 |
|
محمود نژاد در گفتگو با مهر:ایران رکورددار ازدواج معلولان در جهان است |
|
رئیس انجمن دفاع از حقوق معلولان گفت: در سال گذشته 205 زوج معلول از طریق این انجمن با یکدیگر ازدواج کردند که این آمار در بین سازمانهای غیردولتی در کل دنیا بی نظیر است و ما قصد داریم این رکورد را در کتاب گینس ثبت کنیم. منبع خبر:http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=725553 اصل ازدواج را کسی منکر نیست و بعنوان یک غریزه و بقای نسل و سنت پیامبر اهمیت آن بر کسی پو شیده نیست.اما نظر شخصی بنده اینست که در شرایط کنونی که معلول حتی از تامین خود نیز عاجز است چرا باید تبلیغ شود که معلولان باهم ازدواج کنند. کدام عقل سلیم قبول می کند که صرف مسائل که بیشتر جنبه عاطفی و احساسی دارد معلولان را در شرایطی قرار دهند که مشکلاتشان چنین برابر شود؟ اقای محمود نژاد،سازمان بهزیستی کشور اول مشکل اشتغال که رکن و اصل اول هر ازدواجی اشت بر طرف کرده اید که این چنین افتخار می کنید. شرایط جامعه طوریست که افراد سالم حاضر نمی شوند با معلولان ازدواج کنند و حق هم دارند و بناچار معلولان باهمدیگر ازدواج می کنند که بنظر می رسد در شرایط کنونی جامعه که از معلولان هیچ حمایتی نمی شود و معلول شهروند حساب نمی شود حرف زدن از ازدوداج آنها اشتباهی محض است. چرا باید یک گرسنه را مجبور کنیم دو تا گرسنه شوند؟این سوالیست که باید جواب داده شود. |
|
سه شنبه 7 مرداد 1387 |
|
محمود نژاد در گفتگو با مهر:سرپرستی سه کودک آزار دیده شیرخوارگاه زنجان را بر عهده می گیرم |
|
مدیرعامل انجمن دفاع از حقوق معلولان گفت: سرپرستی سه کودک دچار سوختگی در شیرخوارگاه زنجان را شخصا می پذیرم و در صورت پذیرش آنها توسط هر خانواده ای نیز مخارج آنان را تامین خواهم کرد. منبع خبر:http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=723521 آقای دکتر محمودنژاد که خود از معلولین موفق و تحصیلکرده و فعال حقوق معلولین می باشد کار خوبی می کنند اما باید در نظر گرفت این اولین مورد نبوده و آخرین مورد هم نخواهد بود. سازمان بهزیستی در پی این حادثه در صدد بر آمده سازمان و کارکنانش را تبرئه کند و این لکه را از دامن خویش پاک کند. اما اتفاقات گذشته و تجربه کسانیکه با بهزیستی سر و کار دارند سند محکمی است که اکثر کارکنان و کارمندان بهزیستی برخورد مناسبی ندارند و با تبلیغات نمی توان عملکرد آنها را توجیه کرد. اکثر کارکنان بهزیستی همیشه در پی آزار و اذیت مراجعه کنندگان و مددجویان خویش هستند و این را مددجویان بهتر از همه می دانند.و... |

|
1. همانند برخي ديگر از سازمانها و نهادهاي جوشيده از متن انقلاب اسلامي1357، سازمان بهزيستي را هم ميتوان برآمده از شور انقلابي آن دوران در حوزه اجتماعي دانست. مجموعه بيش از 13 سازمان و نهاد - عمدتاً غيردولتي - با مصوبه شوراي انقلاب که در تدوين متن آن شهيد فياضبخش نقشي اساسي داشت، سازماني شکل گرفت تا در دو حوزه مهم امور اجتماعي و امور توانبخشي و حوزه جديد امور شهدا و جانبازان فعاليتهاي خود را به صورت متمرکز و دولتي ارائه کند. شايد ادبيات رايج در ارائه خدمات در آن زمان، مبتني بر تجميع امور و بويژه سپردن امور به طور کلي به دولت بود؛ دولتي برآمده از متن مردم و انقلاب که تنها خود را متولي همه امور ميدانست. بسته شدن و تعطيلي مدارس غيردولتي - که آن زمان مدارس ملي خوانده ميشدند - در اين مسير قابل ارزيابي است. در بحث ادغام و تشکيل سازمان بهزيستي هم بيشتر سازمانها و نهادهاي ادغام شده، فعاليتهاي خود را به شکلي غيردولتي ارائه ميکردند اما جو غالب زمانه، اين گونه تدبير انديشيد تا فعاليتها در قالب دولتي و تجميع شده ارائه شوند تا نقش قوي دولت در ارائه خدمت به مردم نمايانتر شود. هر چند اين استراتژي در سالهاي بعد - دهه 70 - جاي خود را به توسعه فعاليتها در بخش غيردولتي داد. 2. با شهادت دکتر فياض بخش که بنيانگذار سازمان بهزيستي بود و با عنوان وزير مشاور و رئيس سازمان بهزيستي عمل ميکرد و بدنبال راي منفي شوراي نگهبان به وجاهت قانوني وزراي مشاور و نيز فعل و انفعالات انجام شده در تشکيل بنياد شهيد و انتقال وظايف سازمان بدان نهاد، سازمان بهزيستي کشور در بازنگري قانوني، به سازماني وابسته به وزارت بهداشت تنزل يافت و رئيس آن معاون وزير بهداشت شد. اين تغييرات در دهه 60 به همراه واگذاري برخي تعهدات دولتي از جمله «طرح شهيد رجايي» به کميته امداد، سازمان را در موقعيتي انفعالي قرار داد. محدوديت اعتبارات و موضوعات مرتبط با جنگ تحميلي، محدوديت خدمت رساني به مخاطبان سازمان را باعث شد. نگاهي به آمارهاي موجود در اين زمينه نشان ميدهد که جمعيت خدمت گيرنده از فعاليتهاي سازمان نيز محدود و کم بودهاند و سهم دريافتي ناچيزي به آنان پرداخت ميشده است. دهه 70 را شايد بتوان دهه تحول در سازمان بهزيستي نام گذاشت. تغييرات مديريتي در ابعادي گسترده و فراهم شدن نگاهي جديد به سازمان و فعاليتهاي آن، افزايش چشمگير اعتبارات سازمان به صورت جهشي، ايجاد معاونت پيشگيري و فرهنگي، تاسيس دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي، جهتگيري در توسعه ارائه خدمات در بخش غيردولتي در حوزه توانبخشي و سپس در حوزه اجتماعي و... سازمان را به يک عنصر کليدي در تصميم گيريها و تصميم سازيهاي حوزه اجتماعي کشور مبدل ساخت. به نظر ميرسد چنانچه برخي عوامل ناخواسته ايجاد نميشدند، سازمان بهزيستي کشور که در مباحث تئوريک ايجاد وزارت رفاه و تامين اجتماعي نقش اصلي را برعهده داشت، در هنگام ايجاد هم ميتوانست محور اصلي تشکيلات آن باشد که متاسفانه چرخ امور به سمت سازمان ديگري انتقال يافت. در اين زمان سازمان از وزارت بهداشت منفک شدو به وزارت رفاه و تامين اجتماعي انتقال يافت. 3. سالهاي آغازين دهه 80 با يک تغيير مديريتي ديگر در سازمان همراه بود. نگاهي متفاوت به سازمان و فعاليتهاي آن و نيز خدمت گيرندگان، شرايط جديدي را هم در سازمان به دنبال داشت. استراتژيهاي سالهاي دهه 70، مبني بر توانمند سازي و تامين نيازهاي اساسي مخاطبان، جهت گيري توسعه در بخش غيردولتي، مداخله در بحرانهاي اجتماعي و ضرورت و تاکيد بر پيشگيري و... جاي خود را به فعاليتهايي عمدتا با نگاه خيريهاي و محدوديت قابل ملاحظه در گسترش فعاليتها و بويژه فعاليتهاي بين بخشي و به گونهاي انفعالي داد. عليرغم حسن نيتي که در اين شيوه ميتوان سراغ گرفت، نتايج حاصله هرگز نميتوانست پاسخگوي نيازمنديهاي گسترده و رو به تزايد جامعه خدمتگيرندگان باشد. به دنبال حضور دولت نهم، تغييرات مديريتي ديگري در سازمان انجام شد. آنچه در حال حاضر قابل ارزيابي است، حاکي از دنبال کردن روندي تلفيقي از فعاليتهاي گذشته در اين دوره است. جواني، انگيزه بالا و روابط خوب با مجموعه دولت، در جذب و افزايش اعتبارت سازمان موثر بوده است و به شکلي مشخص، اين روند افزايش اعتبارات قابل احصاء است. از سوي ديگر، شعارهاي عدالت گرايانه دولت جديد، براي صاحبنظران اين تصور را ايجاد کرد که سازمان بهزيستي کشور و وزارت رفاه و تامين اجتماعي، بايد نقش برجسته و بزرگي در تحقق اين شعارها بر عهده بگيرند، اما در عمل چنين چيزي مشاهده نشد و حتي به نظر ميرسد در مباحثي همچون سهام عدالت نيز، نهادها و سازمانهاي اقتصادي نقش مهمتري بر عهده گرفتهاند. تفاوت در ديدگاههاي وزارت رفاه و سازمان بهزيستي هم در طول سالهاي اخير بر کسي پوشيده نمانده است. همين امر نيز ميتواند در به دست نيامدن نقش کليدي براي اين دو حوزه در توسعه عدالت اجتماعي، موثر بوده باشد. به نظر ميرسد سازمان عليرغم ارائه ديدگاه تئوريک نسبتا مطلوب در توانمندسازي و الحاق مخاطبان به جامعه، در عمل نتوانسته است حضوري تاثير گذار در تصميمسازيها و اجراي اين ايدهها داشته باشد. 4. دولتهايي که خود را «دولت رفاه» ناميدهاند و يا شعارهاي عدالت جويانه داشتهاند، هميشه درکنار خود، از عنصر يا سازماني اجرايي براي تبديل ايدههاي خود به عمل بهره بردهاند. بدون وجود سازمانهاي اجتماعي قوي و منسجم، پياده کردن عدالت اجتماعي دور از دسترس خواهد بود. اغلب وجود يک سازمان در راس اين نهادها و سازمانها به عنوان محور اصلي فعاليتهاي لازم بوده است تا هماهنگي و هدايت کارها را برعهده بگيرد. شايد مهمترين سازماني که بتوان گفت پتانسيل و ظرفيتهاي لازم براي چنين مسئوليتي را دارد، سازمان بهزيستي کشور باشد. هر چند بايد اذغان کرد که سازمان براي پذيرش چنين مسئوليتي، نيازمند برخي تغييرات و تقويتها نيز هست، ليکن نگاهي به مجموعه وظايف گسترده و متنوع سازمان براي صاحبنظران مشخص خواهد کرد که ميتوان از ظرفيتهاي سازمان بهزيستي کشور براي تحقق اين موضوع بهره برد. اين مساله تا کنون چندين بار در هنگام بحث و بررسي لوايح و طرحهاي گسترش عدالت اجتماعي، از جمله طرح فقرزدايي و لايحه نظام جامع تامين اجتماعي و... مطرح بوده است. ليکن شايد ضعف جايگاه سازماني و عوامل حاشيهاي و پشت پرده، مانع از تحقق اين امر شده باشد. 5. در حال حاضر به نظر نميرسد جايگاه سازمان بهزيستي کشور دردولت، به لحاظ نظري و عملي، از موقعيت ويژهاي برخوردار باشد. سازمان عليرغم افزايش خوب اعتبارات، هنوز با آمار بالاي درخواست کنندگان خدمت که پشت نوبت قرار دارند - بر اساس گفتههاي مسئولان سازمان - روبروست. هنوز حجم و درصد بالايي از اعتبارات سازمان، بابت پرداخت حقوق کارکنان و نيز پرداخت به مستمري بگيران در دو حوزه امور توانبخشي و اجتماعي صرف ميشود؛ آن هم مستمريهايي که به نظر نميرسد از توان کافي - با توجه به رقم ناچيز پرداختي - براي رفع مشکلات اساسي زندگي آنان برخوردار باشد. بديهي است اعتبار چنداني براي فعاليتهاي اصلي که به تعبيري در قالب توانمند سازي و الحاق مجدد خدمت گيرندگان به جامعه مورد نياز است، باقي نخواهد ماند. اين درحالي است که گسترش پرداختهاي موردي - بويژه در سفرهاي استاني - ميتواند فشاري مضاعف بر اين اعتبارات ضعيف وارد کند. از سوي ديگر، گذشت نزديک به سي سال از عمر سازمان، حجم بالاي کارکنان و بويژه کارشناسان را با موضوع بازنشستگي مواجه ساخته است؛ به طوري که در سالهاي اخير تعداد قابل توجهي از افراد کارشناس بازنشسته شدهاند که اين موضوع به هر صورت، ظرفيتهاي کارشناسي سازمان را با چالش مواجه ساخته و خواهد ساخت. لازم است براي جايگزيني و استفاده از نيروهاي خبره چارهانديشي شود. 6. حوزههاي اجتماعي، توانبخشي و پيشگيري در سازمان وظايف متعددي را برعهده دارند. به طور حتم در برخي موارد ميتوان همپوشاني در وظايف اين حوزهها را مشاهده کرد که سازمان را براي ادامه فعاليتهاي خود، نيازمند داشتن يک برنامه جامع، همه جانبه و پايدار ميکند. برخي از اين همپوشانيها به گونهاي هستند که گاه به اختلاف نظر جدي در بين حوزهها منجر ميشوند. در برنامههاي توانبخشي بايد از مددکاران اجتماعي بهره گرفت و در برنامههاي اجتماعي مثل مبارزه با اعتياد، ميتوان از حضور کاردرمانگران سود جست و در برنامههاي پيشگيري از معلوليتها و آسيبهاي اجتماعي هم حضور کارشناساني ازهر دو حوزه اجتناب ناپذير خواهد بود. براي توسعه فرهنگ حضور افراد داراي ناتواني در جامعه ميتوان تدبيري انديشيد که کودکان داراي ناتواني نيز در مکانهايي همچون مدارس فراگير با کودکان عادي همراه شوند. آنچه از آن به عنوان نگاه بخشي يا يکجانبه ميتوانيم نام ببريم، ميتواند به آسيبهاي جدي در هر يک از حوزهها منجر شود. همکاري و هماهنگي بين حوزهاي را در شرايط فعلي ميتوان به عنوان يک ضرورت جديد و عام مطرح کرد. در اينجا ميخواهم به يک تعبير جديد در حوزه علوم توانبخشي - که آن را جدا از دو حوزه امور اجتماعي و پيشگيري نميدانم - اشاره کنم. اصطلاح «توانبخشي کل نگر» يا «توانبخشي همه جانبه» - Holistic Rehabilitation” “- چند سالي است که به عنوان يک راهبرد اساسي در برنامههاي توانبخشي مطرح شده است. در سالهاي گذشته، حتي درون برنامههاي توانبخشي، اقدام به جدا ساختن برنامههاي توانبخشي پزشکي، آموزشي، حرفهاي و اجتماعي امري عادي بود. امروز اما اين تعبير درست نيست و توانبخشي همه جانبه را از لحظه بروز ناتواني براي فرد و خانواده مطرح ميکنند. از اين رو در بدو بروز سانحهاي که منجر به ضايعه نخاعي ميشود، لازم است تا مددکاراجتماعي و روانشناس در کنار تيم پزشکي حضور داشته باشند و همينطور فيزيوتراپيست. در برنامه توانبخشي اعتياد نيز لازم است در کنار فرد معتاد و خانواده او، از كادر درمانگر هم کمک گرفت و همينطور از روانشناس و روانپزشک و... چنانچه موضوع «کلي نگري» به برنامههاي سازمان - نه فقط برنامههاي جداگانه در هر حوزه - مورد بحث و تبادل نظر جدي و کارشناسي قرار گيرند، ميتوان از تفرق در برنامهها، اتلاف منابع و همپوشانيها جلوگيري کرد. اين امر ميطلبد تا مديريت سازمان با نگاهي بلند و دورنگرانه، آينده سازمان را در ارائه خدماتي کلي و همه جانبه ببيند و با استفاده از نظر محققان و متخصصان، فرصتي را براي تثبيت جايگاه اصلي سازمان به عنوان متولي امور اجتماعي در کشور فراهم کند. اين تحول در سالهاي پاياني دهه 1380 ميتواند زمينه رشد، تحقق و توسعه عدالت اجتماعي را درون برنامههاي سازمان، براي سالهاي دهه 90 نويد دهد. 7. مخاطبان سازمان بهزيستي کشور، انسانها و شهرونداني هستند که آسيبهاي جسماني، روحي و اجتماعي، مانع از حضور فعال و همه جانبه آنها در صحنههاي اجتماع شده است. اصليترين وظيفه سازمان بهزيستي، فراهم کردن زمينههاي رشد و تعالي و به رسميت شناخته شدن حق انساني آنان براي حضور در جامعه است؛ آنچه که بواسطه نگرشها و برچسبهاي منفي متاسفانه سالهاست مورد بيمهري قرار گرفته است. سازمان بهزيستي بايد با مداخله در نظامهاي اجتماعي و اجرايي کردن قوانين و آيين نامههاي موجود، زمينه حضور و برخورداري از حق شهروندي را براي مخاطبان خود تامين کند. سازمان بهزيستي ميتواند بسترهاي مناسب براي اين حضور را با تلاشي دو چندان و نگاهي وسيع به آينده محقق کند؛ به شرط آنکه راه را براي تغيير در انديشهها و باورهاي درون سازماني خود بگشايد و بدون ترس از تغيير در سپردن امور به مردم و استفاده از مشارکت واقعي شهروندان، در ارائه خدمات به جامعه مخاطب بيش از گذشته گام بردارد. آنجا که مردم حضور يابند، هميشه پيروزي جامعه را فراهم ميسازند... جناب دکتر کمالی همیشه نظرات مثبت و سازنده ای داشته اند اما ذکر این نکته ضروری بنظر می رسد که تا دیدگاه مسئولین رده بالای کشور و بهزیستی درباره بهزیستی اصلاح نشود و تعریف جدیدی از بهزیستی در جامعه ارائه نشود نباید امید تحول چشمگیری را داشت. |
|
چهارشنبه 1 مرداد 1387 |
|
رئیس انجمن معلولان هشدار داد:دریافت وجه نقد از معلولان توسط افراد سودجو |
|
رئیس انجمن دفاه از حقوق معلولان گفت: متاسفانه برخی افراد سودجو با بهره گیری از مشکلات مسکن معلولان در قالب انجمنهای غیر دولتی نسبت به اخذ پول از معلولان اقدام می کنند. منبع خبر:http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=719964 فقط می توانم بگویم این مردم اشک تمساح می ریزند و نام مسلمانی را حمالی می کنند .در این جامعه اخلاق مرده است... |
|
هارشنبه 25 تير 1387 |
|
99 درصد معلولان جامعه در فقر به سر ميبرند |
|
رفاهو خدمات- عليهمت محمودنژاد*: منبع خبر:http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=61483 شرح:عنوان پست(از افتخارات نظام) |
|
شنبه 23 تير 1387 |
|
رئیس انجمن دفاع از حقوق معلولان :تا زمانی که رنج و مشقت با معلولان است هفته بهزیستی و تامین اجتماعی را تبریک نمی گویم |
|
رئیس انجمن دفاع از حقوق معلولان گفت: تا زمانی که رنج و مشقت با معلولان است و آنها بامشکلاتی مانند افزایش نرخ بیکاری ، میزان کم مستمری ، عدم ارائه کارت بیمه مکمل و ... مواجه هستند ، هفته بهزیستی و تامین اجتماعی را تبریک نمی گویم. منبع خبر:http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=715600 مسئولان بهتر است بجای شعار دادن و گرفتن جشن های نمادین به وظایف خود عمل کنند و تا زمانیکه معلولان به حقوق انسانی،مدنی و قانونی خویش نرسیده اند این هفته را هفته سیاه نامگذاری کنیم و تا بدست آوردن حقوق خویش مبارزه کنیم. |
گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام
و شاخه های جوانم از ضربه های تبر هایتان زخم دار است
باریشه چه می کنید؟
گیرم بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده ای
پرواز را علامت ممنوع میزنید
با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید؟
گیرم که می زنید,گیرم که می کشید,گیرم که می برید
با رویش نا گزیر جوانه چه می کنید؟
چه می کنید؟ از منظر کدام مخلوق ما را می نگرید؟ ما که از کوی شما آرام گذشتیم.
ما که بال نداشتیم تا بر بام زرین شما نشینیم.
چه می کنید و قتی دنیا را اگر اصلاح نکنید از پای نمی نشینید.
چرا باید ساده لوحانه بپذیریم وقتی نمی توانید به چند تا پیر و پاتال نان دهید.
باور تبدیل شعار به شعور در ما مرد اما شما همچنان بر پرچم شعار ها می وزید.
پدر ،مادر ،برادر ،خواهر ...هم به دیده اکراه در ما می نگرند و چه سرکوبی بدتر از این؟
ما معلولیم.
اگر پای رفتن،چشم دیدن یا بال پریدن نداریم ولی انسانیم و دل داریم.
انسانیم و زندگی می خواهیم.
ارکستر ساری تئل
مکان اصفهان تالار بهزیستی
تاریخ برنامه : ۳/۳/۱۳۷۴
منبع:http://tabrizfizuli.blogfa.com/
شهيد ثقه الاسلام در ادبيات مشروطه
از سخنراني رضا افشار در دانشگاه آزاد تبريز
دانلود فايل تصويري با فرمت 4mb wmv
http://www.box.net/shared/ro9rlzbwg0
| قويترين مرد معلول جهان جواز حضور در پارالمپيك را كسب كرد | |
| سو تيتر : | |
| مرجع : خبرگزاری جمهوری اسلامی | آدرس اينترنتي : |
| نويسنده : ارسال : آرزو | تاريخ : 1387/03/30 |
![]() | |
|
محتوي : کاظم رجبی وزنه بردار معلول تبریزی و قویترین مرد معلول جهان جواز حضور در بازی های پارا المپیک ۲۰۰۸ چین را کسب کرد. رجبی در کارنامه ورزشی خود کسب مدال طلای پارا المپیک و جهانی را دارد و رکورد دار سنگین وزن جهان است. کاظم رجبی ،مرتضی دشتی،سعید بافنده صداقتی،غلامحسین چلتوک کار،علی حسینی،علی صادقزاده،حمزه محمدی و مجید فرزین اعضای تیم ملی وزنه برداری جانبازان و معلولان ایران در بازی های پارا المپیک ۲۰۰۸پکن را تشکیل می دهند. آفرین بر غیرت مردان و زنانی که مشکلات را رو سیاه کرده و غول سختی ها را بر زمین می زنند. باز بعضی ها بگویند معلولان سر بار جامعه اند در حالی که خودشان هیج افتخاری غیر از ثنا گویی نداشته و ندارند. | |
|
سه شنبه 27 خرداد 1387 |
|
با نهايي شدن تدوين لايحه اشتغال معلولان؛ مديرعامل انجمن حمايت از حقوق معلولان خبرداد: پرداخت50 درصد حقوق معلولان توسط دولت |
|
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران منبع خبر:http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1148670&Lang=P لایحه بخودی خود بسیار خوب بنظر می رسد اما مطمئنا سرنوشت بهتری از قانون جامع نخواهد داشت و این موضوع را گذشت زمان نشان خواهد داد.فعلا حرفی نمی زنم تا به موقع اش.چرا که هزار معلول ایرانی ارزش یک بچه فلسطینی را در نظر مسئولین این کشور ندارد اگر داشت وضع اینطور نبود. |
رضا افشارپور (افشار)
- هنرمند؛ شاعر، نويسنده و كارگردان - گوينده راديو - سرپرست گروههاي نمايشي و موسيقي - بنيانگذار و مسئول كتابخانه ، انجمن ادبی و گروه هنري فضولي و...

رضا افشارپور متخلص به افشار در سال 1342 در محله پلسنگي (چاي قيراغي) تبريز، خيابان فارابي فعلي به دنيا آمد. دوران تحصيلي ابتدايي را در دبستانهاي شاهحسينولي، اميركبير و نمونهي دكترمحسني به پايان رساند. در حين گذراندن دوره راهنمايي تحصيلي در مدرسه شاهحسينولي در سن 13 سالگي در اثر يك حادثهي دوچرخهسواري، از ناحيه ران چپ دچار شكستگي شده و به دنبال تشخيص اشتباهی دكترابراهيم صديقي بناب فرزند حاجحسين كه اينك مقيم خارج از كشور ميباشد، تحت چندين عمل جراحي بيمورد قرار گرفته و براي هميشه ويلچرنشين گشته است
پشتكار، اراده و همت شگفتانگيز اين هنرمند
بزرگ به قدري زياد است كه گويي هيچ مشكلي
نميتواند مانع فعاليتهاي توانفرسا اما بسيار
مفيد و باارزش او شود، به طوري كه خود وي
ميگويد:
درين باخيشلارلا، گئنيش اوركله
بودار دونيا ايچره نئجه دوستاغام!!!
يوخ؛ يورولماق بيلمم، يورولماق بيلم
حيات يوللاريندا اگيلمز داغام.
پس از سپري نمودن دوره نقاهت، دوران تحصيلي متوسطه را در دبيرستانهاي دهقان (آيه اللـه مدني فعلي)، و بنيصدر (ثقهالاسلام فعلي) به پايان رسانده و همزمان با اخذ ديپلم تجربي با داير نمودن يك واحد فني در محله پل سنگي به نام «الكتريكي آذرخش» به تعمير و فروش وسايل الكتريكي و الكترونيكي پرداخت. در سال 1370 از سوي ستاد ناحيه يك بسيج ادارات سپاه پاسداران ناحيه آذربايجان براي نوشتن يك نمايشنامه طنز دعوت به همكاري شد و بعد از چند ماه تلاش اولين درام موزيكال آذربايجان ايران به نام «گجيل قاپيسي» از سوي وي نوشته و در همان سال در هفته بسيج در دانشگاه تبريز به نمايش درآمد كه با استقبال بينظير مردم روبرو شد.
در سال 1371 به همكاري با باشگاه كارگردان اداره كل كار و امور اجتماعي استان دعوت شد و به سمت مسئول امور فرهنگي ـ هنري كارگران استان به ابتكاراتي دست زد كه بنيانگذاري و مسئوليت كتابخانه ملي ـ مردمي، انجمن ادبي و بزرگترين گروه هنري كشور به نام نامي محمد فضولي از جمله آنهاست. در همين خصوص شعراي استان چكامههايي سرودهاند كه به چند نمونه اكتفا مينماييم:
1- شاعر يالقيز در نغمههاي انجمن:
|
|
حرمت نام فضولي را فزون خواهد نمود هر كــه بــاشد در حقيقت آشناي انجمن *** جان مــن باشد فداي همت مــردانهي آن كــه شد بنيــانگذار و رهنماي انجمن |
2- شاعر اوياق در فضولي اوجاغي:
چاليشير مينّت سيز؛ سارسيلماز افشار
گونــش تـــك آيدينديــر تميـز نيّتي
آرزوسو: ظلمتين بـــاغريني يارمـــاق
اؤنملـــي يولـودور: عـــؤمور زينتـــي
***
سوسلهييب بـو ائوي بير انسان آدي
اوچ ديلين دانيلمـــاز ماهير اوستادي
دوغــــرودان بـو اولـو كتـــاب ائوينه
نـــه گؤزل يـــاراشير فضولــــي آدي
3- استاد حاجموسي هريسينژاد در قصيده فضولي:
او انجمن كي بناسي «فضولي انجمني» ايـدي
نشان وئريردي نجوم ايچره كهكشاندي فضولي
***
سريــع حــالدا تقبّل، جديد «كتـابخانا» سيندان
قضيّــه ايــدي ثبوتــي: كؤنـولستاندي فضولي
«هريسي» سلطـــهي قوميّتين تفوّقي قويســـا
اينـــان كي نــابغهي آخرالـــزّماندي فضولــي
در سال 1373 بنا به دعوت بهزيستي استان با سمت مشاور امور فرهنگي ـ هنري مدير كل بهزيستي به همكاري با آن سازمان منصوب گرديده و با حداقل امكانات فعاليتهاي بيشمار و جالبي براي مددجويان تحت پوشش بهزيستي، كميته امداد، بيماران بيمارستان روحي رواني رازي و بيماران آسايشگاه باباباغي انجام داده و در چند جشنواره تئاتر و موسيقي نيز با نام امور فرهنگي هنري بهزيستي استان شركت نمود.
افشار در تاريخ 6/5/1371 به استخدام مديريت درمان سازمان تامين اجتماعي درآمد كه صد البته استخدام نامبرده در آن سازمان همچون استخدام ساير معلولين به همين سادگي و بدون غرضورزي صورت نگرفت. نكته جالب توجه اين كه پس از استخدام پرجنجال وي، افشار در مراسم روز جهاني معلولين چگونگي استخدام خود را در قالب نمايشنامهاي به نام «آتيلميش» در حضور مدير كل وقت امور درمان تامين اجتماعي استان (دكتر رضا علويزاده) به صحنه برد و موفقيت خود را برا ي تماشاچيان حاضر با آن تئاتر كه نويسندگي و كارگرداني آن را به عهده داشت به بيان هنري نماياند. وي پس از 14 سال خدمت در بخش راديولوژي بيمارستان 29 بهمن از طرف مسئولين بيمارستان به درمانگاه شماره يك تامين اجتماعي واقع در محله «دهوهچي» تبريز منتقل شد.
خانم پروین پناهی که خود نیز از معلولان موفق کشور می باشد این کتاب را در سال ۱۳۸۶ در ۲۰۰۰جلد و توسط انتشارات یاران با موضوع۳۶ معلولان و جانبازان موفق آذربایجانشرقی بچاپ رسانده اند و پر واضح است که در این راه متحمل زحمات بسیاری شده اند و ما صمیمانه از زحمات ایشان تقدیر و تشکر نموده و برای ایشان آرزوی موفقیت در تمام مراحل زندگی را داریم.
اما بنظر می رسد چند نکته را باید یادآور شویم:
۱-ایشان بقدر کافی به معرفی معلولان و جانبازان موفق نپرداخته اند و گاهی تنهابه ذکر چند سطر بسنده کرده اند.
۲-ایشان اگر جستجو می کردند کسان زیادی را می توانستند پیدا کنند که بنظر می رسد یا نخواسته اند و یا همین مقدار را کافی دانسته اند.
۳-معلولان بسیاری وجود دارند که با توانایی ها و تحصیلات بالا در شرایط نا مساعد و عمدتا مغرضانه جامعه به خلوت خویش خزیده اند و نمی خواهند کسی سکوت آنها را بشکند ،هیچ حرفی از ایشان به میان نیاورده اند.
| پيستوريوس اولين ورزشكار معلول حاضر در المپيك | |
| سو تيتر : شما به خاطر ناتواني هايتان ، ناتوان نيستيد . شما توانا هستيد به خاطر توانايي هايي كه داريد . | |
| مرجع : گروه اینترنتی باور | آدرس اينترنتي : |
| نويسنده : ارسال:آرزو | تاريخ : 1387/03/15 |
![]() | |
| محتوي :
به رقابت هاي هلسينكي فنلاند در سال 2005 دعوت شد. او نتوانست در اين رقابت ها به ميدان رود اما 13 ژوئيه 2007 روز سرنوشت بود. در زبان انگليسي را دارند، موجب انتقاد همه از او شد. به اعتقاد منتقدان اين پاها امتيازي ويژه به پيستوريوس در رقابت با دوندگان سالم مي دهد. ادعاي آنها اين بود كه پاهاي تيغ شكل پيستوريوس اين امكان را به او مي دهد تا با قدم هايش مسافت بيشتري را بپيمايد. در عين حال عقيده داشتند پاهاي چيتا در هر قدم انرژي بيشتري را به او برمي گردانند بدون اينكه اثري از خستگي ظاهر شود. در واقع اين پاها مثل پاهاي عادي تحت تاثير اسيد لاكتيك كه در اثر خستگي در عضلات ترشح مي شود، قرار نمي گرفتند. پيستوريوس و مربي اش امپي لو اين ادعاها را رد كردند و اعتقاد داشتند اين پاهاي معمولي هيچ برتري غيرمنصفانه يي به او نمي دهند.شواهدي پيدا كرد كه من مزيتي نسبت به بقيه دارم آن وقت دويدن را كنار خواهم گذاشت چون نمي خواهم با مزيتي ناعادلانه در مسابقات شركت كنم.حضور پيستوريوس در كليه رقابت هاي دووميداني عادي را ممنوع اعلام كرد. پيت فن زيل مدير برنامه هاي اين دونده شكايتي را به دادگاه داوري ورزش (راي را نقض و اعلام كرد پيستوريوس مي تواند در رقابت هاي المپيك امسال شركت كند. البته اين راي با توجه به ناكافي بودن شواهد لازم عليه پيستوريوس صادر شده و در صورتي كه مدارك قابل ارائه يي در آينده داشته باشد، مي تواند به دادگاه ارائه دهد. پيستوريوس بعد از صادر شدن راي به نفع خودش در بيانيه يي اعلام كرد: المپيك يعني زماني حدود 55/45 را كسب كند يا سهميه B را (95/45). اين در شرايطي است كه هيچ ورزشكار ديگري از آفريقاي جنوبي نتواند زمان بهتري به دست آورد. در عين حال نبايد فراموش كرد در همه رشته هاي 400 ، 200 و 100 متر ركورد پيستوريوس با ركورد المپيك فاصله زيادي دارد. ركورد 400 متر متعلق به مايكل جانسون امريكايي است (18/43) يعني چيزي حدود دو ثانيه بهتر از پيستوريوس. در 200 متر هم اين فاصله دو ثانيه يي با مايكل جانسون ديده مي شود. در 100 متر وضع بدتر است. ركورد 100 متر متعلق به آسافا پاول امريكايي با 74/9 ثانيه است، در حالي كه بهترين ركورد پيستوريوس در اين ماده 91/10 است كه ركورد جهاني پارالمپيك به حساب مي آيد. با تمام اين اوصاف كار پيستوريوس قابل ستايش است. او با وجود معلوليت با اميد زندگي مي كند و در صورت حضور در المپيك، تبديل به اولين ورزشكار معلول حاضر در المپيك پكن خواهد شد. اين اتفاق مي تواند بمب خبري المپيك پكن باشد تا باشد از این مردان باشد | |
|
كشنبه 11 خرداد 1387 |
|
با اعلام ابتلاي تعدادي از معلولان يك مركز شبانهروزي به «سل» :مديرعامل انجمن دفاع از حقوق معلولان خواستار پيگيري مسوولان شد |
|
مديرعامل انجمن دفاع از حقوق معلولان مدعي است: تعداد زيادي از 500 معلول نگهداري شده در مركز شبانهروزي يكي از استانهاي شمال شرقي كشور به «سل» مبتلا شدهاند. منبع خبر:http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1141719&Lang=P دوباره خبر دردناکی دیگر،خبری که کم نبوده وکم نخواهیم شنید. پارسال همان افراد معلوم الحال با تبانی و دست اندازی و سیاست بازی افکار عمومی خفته جامعه را خفته تر از قبل کردند تا امروز شاهد مصیبتی دیگر باشیم تا یک عده پول بیت المال را بر جیب زنند و هیچ کاری نکنند.یک عده آدم نما که آنقدر پستند که با هیچ صفتی نمی توان آنها را شناخت و همان بی صفت شاید کلمه مناسبی برای دردمندان بیدرد و روسنفکران بیفکر و آدم نمایان نا آدم باشد. باز هم با دلیل و توجیه تراشی منکر خواهند شد و زیادی پیش برویم ما را عاملان خارجی و تهدید کنندگان امنیت کشور خواهند نامید. نمی دانم کی این ملت دست از دروغگویی که با تار و پودشان در هم آمیخته بر خواهند داشت .کی به دروغ وا حسین و اسلام گفتنشان تما خواهد شد. کی خواهند فهمید که انسانیت و دین در گریه کردن تمام نمی شود.کی بیدار خواهند شد کی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ |
|
هارشنبه 10 ارديبهشت 1387 |
|
محمودنژاد:ترس از بيکاري صداي اعتراض کارگران معلول را خفه کرده است |
اينجا يک مجتمع تجاري است. جايي درست وسط يکي از خيابان هاي حوالي اسکندري جنوبي. مجتمعي که چندين طبقه دارد و در هر کدام کارمندان و کارگراني براي کار. اينجا هر نوع کاري که بخواهي پيدا مي شود به شرط اينکه سالم باشي و پله ها را دوتا يکي بالا و پايين کني، چشم داشته باشي تا ببيني و بالاخره بتواني بگويي و بشنوي. آدم ها با اين شرط ها اين جا هستند و کار مي کنند. چون يکي از اعضاي بدنت که مشکل داشته باشد مي روي جزء گروه معلولان و محکوم مي شوي تا ساعت هشت صبح روزت را در زيرزمين نمور اين مجتمع در کنار انواع و اقسام آلودگي ها و شروع کني.
"اينجا نزديک 30 تا معلوليم. بيشتريامون معلول جسمي هستيم اما ذهني ام بينمون پيدا ميشه. توروخدا اسمي از ما جايي نبريدا آخه اگه بفهمن اينا رو گفتيم اخراجمون مي کنن"
ميزي که سرش نشسته چندان بزرگ نيست. شايد 30 نفر آدم بتوانند پشتش بنشينند و غذايي بخورند يا حتي چيزي بنويسند اما وقتي کار مونتاژ کامپيوتر مي آيد وسط قضيه کلا فرق مي کند. آن وقت ديگر کسي نمي تواند مزاحمت بغل دستي هايش را تحمل کند حتي اگر آن بغل دستي، بهترين دوست يا همکارش باشد.
"جا خيلي تنگه. حتي يه کامپيوترهم به زور جلومون جا ميشه. تازه اگه يه موقعي ام واسه تنگي جا يه قطعه از دستمون بيفته و بشکنه و خراب شه ازمون خسارت مي گيرن."
کارشان مونتاژ است يا به عبارتي همان سرهم کردن قطعه هاي کامپيوتر." اين يکي از کارامونه بيشتر وقتا هر کي هر کاري داشته باشه واسه کارگري مارو مي فرسته. انگار يادشون ميره ما معلوليم و خيلي کارا ازمون برنمياد."
حدود 20 نفرشان زن و بچه دارند و مثل بقيه آدم هاي اين روزگار مجبورند صبح تاشب کارکنند براي درآوردن يک لقمه نان حلال." ساعت سه بعداز ظهر که ميشه تعطيلمون مي کنن. دست آخرم به اسم کم کاري 50 تومن از حقوقمون برمي دارن. ولي آخه ما که کم کاري نمي کنيم اونا مجبورمون مي کنن بريم تا کمتر پول بهمون بدن."
اين ها را يکي از کارگرهاي معلولي مي گويد که از کودکي زندگي را فقط از روي چهار چرخ ويلچرش نگاه کرده است." سه تا بچه دارم با ماهي 133 هزار تومن نمي دونم چطوري خرجشونو درآرم."
تمام کارگرهاي اين مرکز همين اندازه حقوق مي گيرند اما مجبورند پاي برگه اي را امضا کنند که رقم 210 هزار تومان رويش نوشته شده." چيکار کنيم. مجبوريم امضاش کنيم. اگه شکايت داشته باشيم ميندازنمون بيرون. مام که هرچي بگرديم ديگه واسمون کار پيدا نميشه."
يکي از آنها که سالمتر از بقيه به نظر مي رسد مي گويد:" صاحب کارمون واسه هر کدوممون 15،10 ميليون وام گرفته بهمون وعده داده که خونه دارمون کنه اما داره واسه خودش يه مجتمع تجاري مي سازه."
از ترسشان حتي اسم صاحب کارشان را هم نمي گويند. "يه بار 20 تا کارگر اعتراض کردن انداختنشون بيرون."
يکي از آنهايي که عينک ته استکاني به چشمهايش دارد و کم بيناست مي گويد: منم بينشون بودم. اخراجم که کرد هر جا گشتم دنبال کار پيدا نکردم دوباره مجبور شدم برگردم بيام با اصرار اينجا. حالام که صاحب کارم فهميده مجبورم اينجا بمونم ، واسه هر حقوقي که بهم ميده دو تا امضا ازم ميگيره."
بالاخره مسن ترينشان هم به حرف مي آيد:" زندگي و کارگري ما معلولا همينه. از اول جووني هر جا کار کردم دو سه روز ازم استفاده کردن و بعدشم بي دليل انداختنم بيرون. هيچ جايي ام توي اين دنيا واسه شکايت کردن وجود نداره."
مي گويند معلول ها تنها کسايي هستند که موقع استخدام آخر صف قرار مي گيرند و وقتي هم که حرف اخراج و تعديل مي آيد وسط، اسمشان درليست اولويت ها مي نشيند.
براي جلوگيري از تخطي کارفرمايان، ضمانت اجرايي داريم
يکي از راه هايي که سازمان بهزيستي براي ايجاد اشتغال افراد معلول در نظر گرفته است استفاده از بيمه کار فرمايان است. کارفرماياني که به قول اين سازمان از ميان افراد داراي شرايط خاص انتخاب شده اند.
کاظم نظم ده، معاون امور توانبخشي سازمان بهزيستي دراين باره به برنا مي گويد: "براي اينکه بتوانيم براي تعداد بيشتري از معلولان اشتغال ايجاد کنيم حق بيمه کارفرمايي را دراختيار افرادي قرار داده ايم که از نظر خودمان توانايي انجام اين کار ها را دارند."
نظم ده بهره کشي از کارگران را کذب مي داند و ادامه مي دهد: " مددکاران ما هر چند وقت يکبار براي سرکشي به مکان هاي کار اين افراد سر مي زنند تا از سلامت آن مطلع باشند بنابراين چنين امکان وقوع چنين بهره کشي هايي وجود ندارد."
وي معتقد است:" البته احتمال خطا در هر دستگاه دولتي به علت فعاليت هاي عديده اي که دارد، امري طبيعي به نظر مي رسد با اين وجود ما تمام تلاشمان را براي رفع اين مشکلات به کار مي بنديم."
از کار گران معلول حمايت نمي شود
با اينکه قانون جامع حمايت از معلولان در ماده هفت، دولت را موظف به ايجاد فرصت هاي شغلي براي معلولان کرده است، اما با اينحال اقدام مناسبي دراين جهت صورت نگرفته است.
علي همت محمود نژاد، رئيس انجمن حمايت از حقوق معلولان در اين باره به برنا مي گويد :" معلولان ما جايگاه مناسب و تعريف شده اي براي کار ندارند. در حالي که ادارات و سازمان هاي دولتي از استخدام آنها سرباز مي زنند، کارفرمايان خصوصي نيز به نام بيمه از آنها بيگاري مي کشند."
محمود نژاد ادامه مي دهد: بسياري از معلولان براي اينکه همان ميزان اندک حقوق را هم از دست ندهند مجبورند به ازاي دريافت حقوق 120 هزار توماني، رسيد مصوب وزارت کار را امضا کنند و اينطور نشان دهند که حقوق کامل معين شده از سوي اين وزارت خانه را دريافت کرده اند.
وي حمايت از کارگران معلول را بسيار ناچيز مي داند و مي گويد: "در اين سالي که به فرموده رهبر معظم انقلاب، سال شکوفايي و نوآوري ناميده شده، از مسئولان مي خواهم نسبت به فعاليت هاي غير قانوني کارفرمايان اقدام کنند و اجازه ندهند تا حقوق اين قشر آسيب پذير بيش از اين ضايع شود."
*****
وقتي پاي درآوردن نان زن و بچه وخرج مدرسه و رخت ولباس و از همه مهمتر دادن کرايه خانه مي آيد وسط يک سري اعداد نجومي که خدا مي داند با کدام حساب وکتاب جور در ميايد، مي نشيند درست روبروي سياهي چشم هايمان. آن موقع است که اگر سالم هم باشيم باز هم نمي توانيم براي پاک کردنش کاري بکنيم چه برسد به اينکه معلوليت جلوي دست و پا يا چشم و گوشت هم ديوار بزرگي کشيده باشد و طبقات مجتمع هاي مسکوني عده اي به نام حمايت از ما فلک را هم قطع کرده باشد.
منبع خبر:http://www.bornanews.com/Nsite/FullStory/?Id=142265
این ها واقعیت است و مسئولین با پوشاندن این مسائل فقط ابعاد آنرا گسترده تر می کنند و علاوه بر ظلمی که خود مرتکب می شوند باعث قدرتمند شدن ظالمان می شوند.
آقای نظم ده بهتر است بجای تکذیب به وظیفه خود عمل کند و محض نمونه و اطلاع باید بگویم در بهزیستی تبریز به خود بنده کار با ماهیانه۱۲۰هزار تومان در یک سالن پرورش قارچ در ازای پرداخت وام به کارفرما پیشنهاد شد و من رد کردم و جالب بود که مددکارانی که این آقا از آنها حرف می زد غر می زدند که معلولان چرا این کارها را قبول نمی کنند.
وای از این مدیرانی که از خود هیچ ندارند و یا چند روز جبهه رفته اند یا برادر و خواهر شهیدند و یا ریششان به زانویشان می رسد.
دنیا در شرایطی است که هیچ کس به تامین فردای خود امید قطعی نداشته و به طریقی سعی دارد برای آینده خود سرمایه گذاری مطمئنی کند و یکی از راهکار های مطمئنی که بشر به آن رسده است بیمه های تامین اجتمایی است.
امروز یکی از ارکان پیشرفت جوامع را با رفاه و تامین اجتمایی هر جامعه ای می سنجند .اما در این میان اقشار آسیب پذیر جامعه به تامین بیشتری نیاز دارد و عقل حکم می کند که دولت ها هر چه بیشتر به این امر بپردازند.
در عصری که تعداد افراد اسیب پذیر و معلول هر رور بیشتر و بیشتر می شود اگر امروز با سرمایه ای اندک آینده آنها تامین نشود مطمئنا گذشت ایام چنان باری را بر دوش دولت ها و ملت ها خواهد نهاد که هر اقتصادی را از هم خواهد پاشید.
در کشور ما نیز بجای اینکه اطلاعات دروغ به خورد مردم بدهیم و بهشت دروغین بسازیم بهتر مسئولین به فکر چاره باشند و بدانند با ماهی ۳۰۰۰۰تومان مستمری که به عده کمی از معلولان پرداخت می شود نمی توان زمان چندانی دوام آورد و روزی این روش مسموم مثا دملی چرکین خواهد ترکید و انروز تنها مسئولین و کسانی که امروز حاضر نیستند حقوق قانونی معلولان را پس بدهند و تنها به فکر حفظ قدرت و مقام و ثروت



